تبلیغات
دانش آموزان كلاس1/3 تیزهوشان شهیدستّاری - لغات دروس 1تا10 ادبیات

به وبلاگ علمی تفریحی ما خوش آمدید


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:چهارشنبه 13 مهر 1390-07:45 ب.ظ

نویسنده :علیرضا اردستانی

لغات دروس 1تا10 ادبیات

درس 1

ملكا:خدایا

كران:كنار,كناره,ساحل

بساط:فرش,گستردنی

 

ذكر:یاد

چون: چگونه

رحمت: مهربانی

ستایش: مدح

دارنده: صاحب

سعادت: خوشبختی,نیكبختی

 نصرت: یاری, كمك

خزان: پاییز

حكمت: دانش,علم به حقایق اشیاء

كرامت:بزرگی,بخشندگی

مصطفی:برگزیده

رحمت:مهربانی كردن,شفقت ورزیدن

جان:روح

خاتم:تمام كننده

گنجینه: چیز با ارزش و قیمتی

خرد:عقل

اصحاب:یاران

غنیمت:مغتنم شمردن

عزّ:عزت,ارجمندی

خَلق:مردم

حاجت:نیاز,خواسته

ثنا: آفرین ,ستایش

طریق: راه

مبادا:مباشد,نباشد

جلال:بزرگی,شكوه

مُبطِل: باطل كننده

وصیا: جمع وصیت

كبریا:بزرگی , شكوه

 طنین:آواز,صدا

آبشخور:سرچشمه,آبخور

پیامد:نتیجه

مشتاق:دارنده ی اشتیاق

متعال: بلند مرتبه

گشاده رو: با نشاط و خندان

رنجور:رنج دیده,آزرده شده

خطبه:سخنوری,سخنرانی

 خصلت:ویژگی,خوی

مظلوم:مورد ظلم واقع شده

درس 2

رخصت : اجازه،دستور

مِی كشان:باده نوشان،در شعر منظور از می كشان عارفان و عاشقان حضرت ولی عصر (عج) است.

خِرقه: لباس،جامه ی عارفان و درویشان

منجی: نجات بخش

 

درس3

 

ملحق:كسی یا چیزی كه به دیگری پیوسته و متصل شده باشد ،پیوسته

قافله:كاروان

عاشورا:روز دهم ماه محرم

جاودانگی:تا ابد ماندنی،همیشگی

حیات:زندگی

معمول:مرسوم ،متداول،رایج

ققنوس:پرنده ای افسانه ای كه گویند در آتشی كه خود بر می افروزد٬ می سوزد و از درون خاكسترش دوباره نوزادی متولد می شود٬ به همین سبب این پرنده را رمز جاودانگی و فداكاری می دانند.

باژگونه:عاشق

مظهر:محل ظهور

شط:رود بزرگ كه وارد دریا می شود

 مقر:جای قرار و ارام ،قرارگاه

 تداعی:از یك معنی به معنی دیگر پی بردن، به یاد اوردن

 معارج:آن چه به وسیله آن بالا روند، جمع معراج، نردبان ها

 یمن:مباركی،خیر و بركتی ،خجستگی

بغض:گرفتگی و ناراحتی درونی از غصه

رعایا:مردم فرمان بردار،جمع رعیت، عموم مردم

توبره:كیسه ی بزرگ

درس 4

تكبر:غرور و خود بینی

حكیم:عالم،دانشمند

تقوا:پاك دامنی،پرهیز كاری

فضیلت:نیكویی های اخلاقی،افزونی درعلم

ننگین:شرم آور،بد

شرارت آمیز:آمیخته به فتنه و بدی،بدكرداری

دادگری:عدل،انصاف

اعتدال:میانه روی

قناعت:قانع بودن

انحطاط:پست شدن،فرو افتادن

غرور:تكبر

جهالت:غفلت،نا اگاهی،بی خبری

مقهور:مغلوب شده،شكست خورده

توقع:انتظار داشتن

اقلیم:قلمرو،سرزمین، ناحیه 

غنی:بی نیاز،سرشار

 ذخایر:پس اندازها،ج ذخیره، اندوخته ها

مقدور:قادر

قابلیت:توانایی

 سامان:نظم و انظباط،ارام و قرار

قریحه:ذوق و استعداد

آموزه:درون مایه،محتوا 

نقد:بررسی نكته های خوب و بد یك اثر و كار یا رفتار

 آیین:دین،مذهب

آبشخور:آبخور،سرچشمه

سست:ضعیف

ركاب:وسیله ای كه سواركار هنگام سوار شدن پای خود را درون آن می گذارند،سواری 

تضمین:هر گاه شاعر٬ شعر شاعر دیگری را در شعر خود بیاورد به آن تضمین می گویند

اعلام:اشخاص

درس5

آب حیات: آب زندگی,گویند چشمه ای است درظلمات كه هركس ازآن بیاشامدجاودانه میشودوخضر پیامبر(ع) ازآن آب نوشیده است.

بِخْرَد: خردمند , عاقل

تخت گاه: جایگاه مخصوصی كه پادشاهان بر آن مینشینند.

حدیث: سخن , خبر و قولی كه از پیامبر اسلام (ص) ائمّه (ع) نقل شده باشد.

روان: جان , روح

سپهر: آسمان , فلك , چرخ

والا: ارجمند , بلندمرتبه

اشاره به یك شخص یا یك چیز نا معلوم و مبهم

احتیاط:مواظبت در رفتار،مراقبت

التفات:توجه كردن

بوم:پرنده ای كه به شومی معروف است*جغد

راسو:جانوری بزرگ تر از موش خانگی

آفت:آسیب

درس6

سالار:رئیس،سردار

 مقرون:به هم پیوسته،نزدیك به هم

ابواب:درها،ج باب 

مشقت:دشواری،سختی

ناكامی:بی بهره شدن،به مقصود نرسیدن

فراست:زیركی باطنی،هوشمندی

فرج یافتن:گشایش یافتن در كار،رها شدن از مشكلات

لطف و مهربانی* ملاطفت:نیكویی

خیر و بركت* خجستگی * یمن:مباركی

رهایی* خلاص:رستن

بیزار * اندوهگین * ملول:آزرده و خسته

نیاز* حاجت:خواسته

تغییر عقیده دادن * نیّت بدل كردن:نظر خود را عوض كردن

خلل:فساد و تباهی

اقدام كردن* قیام نمودن:برخاستن

گره * عقده:بند

گرو:مال یا چیزی كه به عنوان شرط و ضمانت انجام كاری نزد كسی گذاشته می شود تا پس از پایان كار ٬ باز گرفته شود * قید*بند*پول

ضمان:پذیرفتن * بر عهده گرفتن كار

درس 7

بامداد:سپیده دم ٭ اول صبح

لیل:شب

نهار:روز

تنبیه:هوشیار كردن ٭ آگاه ساختن كسی بر كاری

نقش عجب:تصویر شگفت انگیز

فكرت نكند:فكر نكنند

تسبیح :خدا را به پاكی یاد كردن ٭ نیایش كردن

مستمع :شنونده

ج سر * اسرار:رازها

خفته:خوابیده ٭ این جا به معنای در خواب غفلت خوابیده

جهالت:نادانی

غفلت:نا آگاهی ٭ بی خبری ٭جهالت

: حیف:افسوس

ج لون- الوان:رنگ ها

حیران:سرگردان ٭ سر گشته

عنب:انگور

حقّه:ظرفی كوچك كه در آن جواهر یا چیزهای دیگر نگه داری شود

مسخّر:رام ٭مطیع

انعام:بخشش ٭ نعمت دادن

تقدیر:قسمت و سر نوشتی كه خداوند برای بندگان خود معین فرموده است ٭ فرمان خدا

اقرار:اعتراف

زرین:طلایی

عاجز:ناتوان

درس 8

بحر:دریا

نباتات:گیاهان

برّ:خشكی

میغ:ابر

قوس قزح:رنگین كمان

صنع:آفرینش

آیات:نشانه ها

فرش* بساط:گستردگی

دیبا:پارچه ی ابریشمی

گچ كنده:گچ بری

اقرار:اعتراف كردن

مختصر:كوتاه

سریر ملك:تخت پادشاهی

مدهوش:سرگردان

متحیر:حیران

ریگ:سنگ ریز

وسعت فراخ:گشادگی*

است گیوه:نوعی كفش كه رویه ی آن از نخ یا ابریشم

بارانكی:باران كوچك

خردخرد:نم نم

محال:غیر ممكن

پاس:بخشی از شب و روز

درس 9

غنیمت:ارزشمند

رابطه:ارتباط برقرار كردن

گشوده شده اند:باز شده اند

عیب:ایراد

نیاز:خواسته

سعادت * نیك بختی:خوشبختی

می نمایانند:نشان می دهند

پرسشگر:سوال كننده

بی هیاهو:بدون جنجال

الودگی * غبار * زنگار:زنگ فلزات و اینه

كالای با ارزش* متاع:چیز گران بها

نیاز* حاجت:خواسته

شكیبا* بردبار:صبور

عیب* تنگ * عار:باعث سر افكندگی

چشم بصیرت:دیده حقیقت بین

بنگر* نگاه كن * دَرنگر:جستجو كن

روزها * جمع یوم *ایام:روزگار

افسوس* دریغ:اندوه

هشیار:آگاه

درس 10

شكیبا :بردبار و صبور

جمع مصیبت * مصائب:بلاها و سختی های بزرگ

خودستایی كردن* ادعای زیاده از حد* لاف زدن:بیهوده

خوی * خصلت:ویژگی

نیكی *درستی * صَلاح:مصلحت

گناه* معصیت:نافرمانی

اصرار كننده * مصر:پا فشاری كننده

طریقت:راه و روش

كسی كه كار بدی به او نسبت داده شود * تهمت زده شده * متهم:مورد تهمت واقع شده

جمع صاحب* اصحاب:یاران

لباس* جامه:پوشاك

نیكو خصال:دارای ویژگی های پسندیده

خوشحال * خرسند:شادان

ذوق:شور و شوق

وسیع* گسترده:بزرگ

نیكو خلق:خوش اخلاق



نظربده() 
نوع مطلب : ادبیات 
Christi
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:33 ق.ظ
Saved as a favorite, I love your website!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر